روزندن
لغت نامه دهخدا
روزندن. [ زَ دَ ] ( مص ) افزودن و زیاده کردن. || چکیدن. || ریختن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با روزندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پرندگان در هنگام سپیدهدم، با جستجو در میان شاخههای پردرخت، به روزندن برای یافتن دانههای تازه و غذای مورد نیاز خود در طبیعت مشغول شدند.
💡 حیوانات وحشی در جنگلهای انبوه، شبانهروز به روزندن در میان بوتهها و درختان میپردازند تا بتوانند برای بقای خود در برابر سرما غذا پیدا کنند.
💡 قافلهای که در بیابان گم شده بود، تمام توان خود را برای روزندن در میان تپههای شنی به کار گرفت تا ذرهای گیاه یا آب بیابد.