روحنوازی
مترادفها
دلخوشی، تسلی
متضادها
آزار دادن، رنجاندن
لغت نامه دهخدا
روحنوازی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) نوازش روح. شادی بخشیدن. دل انگیزی. رجوع به روح نواز شود.
دلخوشی، تسلی
آزار دادن، رنجاندن
روحنوازی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) نوازش روح. شادی بخشیدن. دل انگیزی. رجوع به روح نواز شود.