روبکاری
مترادفها
حیلهگری، مکر، فریبکاری
لغت نامه دهخدا
روبکاری. [ ب ِ ] ( حامص مرکب ) پیشروی. || ( اِ مرکب ) حجت و سند. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با روبکاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارگر نظافت با دقت تمام مشغول روبکاری حیاط بزرگ مجتمع مسکونی بود تا گرد و غبار ناشی از باد را کاملاً از سطح زمین پاک کند.
💡 برای حفظ سلامت و بهداشت محیط در مدارس، روبکاری منظم کلاسها و راهروها توسط کارکنان بخش خدمات در تمام ساعات روز ضروری است.
💡 او تمام صبح خود را صرف روبکاری کف سالن اصلی تالار کرد تا برای مراسم شبانه، محیطی کاملاً تمیز و درخشان فراهم شود.