رقاعه
مترادفها
وصله، تکه پارچه، پاره
لغت نامه دهخدا
( رقاعة ) رقاعة. [ رَ ع َ ] ( ع مص ) رقاعت. گول ابله و احمق شدن و کم عقل گشتن. ( یادداشت مؤلف ). کالیو شدن. ( المصادر زوزنی چ بینش ص 405 ). احمق شدن. شارح مقامات حریری گفته: رقاعة به معنی گولی و احمقی یا پررویی یا کمی شرم است.( از اقرب الموارد ). || اشتیاق جنگ و جدال داشتن. || نقطه گذاشتن. ( ناظم الاطباء ).
رقاعة. [ رَ ع َ ] ( ع اِمص ) یا رقاعت. گولی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ناظم الاطباء ). حمق. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با رقاعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن خوشنویس با دقت بسیار زیاد در حال تمرین سبک رقاعه بود تا بتواند حروف را با ظرافت و سرعت لازم بر روی کاغذ بنویسد.
💡 در بسیاری از اسناد تاریخی قدیمی، نویسندگان از سبک رقاعه استفاده میکردند زیرا این شیوه نوشتن برای ثبت سریع اطلاعات بسیار مناسب و کاربردی بود.
💡 یادگیری اصول و قواعد پیچیده سبک رقاعه نیازمند تمرین مداوم و توجه بسیار دقیق به نحوه اتصال حروف و کشیدگیهای خاص در این خط است.