رغبت اوردن
مترادفها
میل کردن، مشتاق شدن، تمایل یافتن
متضادها
بی میل شدن، کراهت کردن
لغت نامه دهخدا
( رغبت آوردن ) رغبت آوردن. [ رَ / رِ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) رغبت کردن. رغبت نمودن. تمایل یافتن. ( یادداشت مؤلف ):
تا خاک را خدای بدین دستهای خویش
ایدون کند که خلق بر او رغبت آورند.سعدی.
جمله سازی با رغبت اوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از گذشت مدتی طولانی از آشنایی با موسیقی کلاسیک، او بالاخره به یادگیری این هنر بسیار دشوار و پیچیده رغبت آوردن پیدا کرد و تمرین کرد.
💡 اگر میخواهید کارمندان شرکت به فعالیتهای گروهی رغبت آوردن داشته باشند، باید برنامههایی بسیار جذاب و متنوع برای آنها در طول سال طراحی و اجرا کنید.
💡 بسیاری از جوانان پس از مطالعه تجربههای موفق دیگران، به سمت ورود به دنیای کارآفرینی و راهاندازی کسبوکارهای کوچک خودشان رغبت آوردن پیدا کردهاند.