رخصه یافتن

مترادف‌ها

اجازه یافتن، اذن گرفتن

متضادها

منع شدن، محروم شدن

لغت نامه دهخدا

رخصه یافتن. [ رُ ص َ / ص ِ ت َ ] ( مص مرکب ) رخصت یافتن. اجازت یافتن. اجازه پیدا کردن:
وگر رخصه یابد ز تو هست ممکن
که خورشید رجعت کند هم به خاور.خاقانی.و رجوع به رخصت یافتن شود.

فرهنگ فارسی

رخصت یافتن اجازت یافتن

کلمات مرتبط