رجن
مترادفها
پلیدی، ناپاکی، کثافت، آلودگی
متضادها
پاکی، طهارت
لغت نامه دهخدا
رجن. [ رَ ] ( ع مص ) واداشتن ستور. ( تاج المصادر بیهقی ). مصدر به معنی رُجون. ( ناظم الاطباء ). بازداشتن ستور را از چرا و آخورو خورش دادن آن را یا بازداشتن ستور را در خانه بر علف: رَجَن َ دابته رجناً. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
رجن. [ رَ ج َ ] ( اِخ ) دهی از بخش رامیان شهرستان گرگان. سکنه آن 110 تن. آب آن از چشمه سار. محصول عمده آن غلات و ارزن. صنایع دستی زنان بافتن شال و پارچه های ابریشمی و کرباس. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
فرهنگ فارسی
دهی از بخش رامیان شهرستان گرگان
جمله سازی با رجن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون عرفانی، پاکسازی روح از هرگونه رجن و پلیدی اخلاقی، اولین و مهمترین قدم برای رسیدن به مقام معرفت و نزدیکی به حقیقت مطلق است.
💡 بسیاری از ادیان بر این باورند که انسان باید با انجام اعمال نیک، جان خود را از رجن و آلودگیهای دنیوی پاک کرده و به سوی پاکی حرکت کند.
💡 شاعر در این بیت با استفاده از واژه رجن، به ناپاکیهای روحی و گناهانی اشاره میکند که مانع از درک زیباییهای واقعی هستی برای انسان میشود.