رباغه
لغت نامه دهخدا
( رباغة ) رباغة. [ رَ غ َ ] ( ع اِمص ) بسیاری و فراوانی و کثرت و زیادتی. ( ناظم الاطباء ). بسیاری. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). اسم مصدر است از اَرْبَغَ بمعنی بسیار از هر چیز. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با رباغه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دوران باستان، حرفه رباغه و آمادهسازی پوست حیوانات برای ساخت کفش و لباس، یکی از مهمترین مشاغل در اقتصاد محلی محسوب میشد.
💡 بوی تند و مواد شیمیایی مورد استفاده در فرآیند رباغه، همیشه یکی از چالشهای اصلی برای کارگران این صنعت در مناطق مختلف بوده است.
💡 برای رسیدن به کیفیت مطلوب در تولید محصولات چرمی، استادکاران باید تمام مراحل رباغه را با دقت و مهارت بسیار بالایی انجام دهند.