رامکند
مترادفها
اهلیکننده
لغت نامه دهخدا
رامکند. [ ک َ ] ( اِخ ) نام کوهی است در سرزمین کافرستان واقع در شمال خاوری افغانستان که بلندی مرتفعترین نقطه قله آن 4239 گز میباشد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ).
جمله سازی با رامکند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 امیدوارم که این مربی با تجربهی بسیار بالا بتواند آن پلنگ جوان و وحشی را به تدریج رام کند تا بتواند در محیط حفاظتشده زندگی کند.
💡 او سعی دارد با صبر و حوصله و استفاده از پاداشهای خوراکی، این سگ کوچولوی بسیار ترسو را در نهایت به طور کامل رام کند.
💡 اگر او بتواند خشم و عصبانیت درون خود را رام کند، قطعاً میتواند در روابط اجتماعی و زندگی شخصیاش به آرامش و سعادت بیشتری برسد.