لغت نامه دهخدا
راغب گردانیدن. [ غ ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) برغبت آوردن. راغب کردن. متمایل ساختن. ارغاب؛ راغب گردانیدن. ترغیب؛ راغب گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به راغب کردن شود.
راغب گردانیدن. [ غ ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) برغبت آوردن. راغب کردن. متمایل ساختن. ارغاب؛ راغب گردانیدن. ترغیب؛ راغب گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به راغب کردن شود.
برغبت آوردن. راغب کردن