در معنای لغوی، «ذوفقار» به هر موجود یا جانداری گفته میشود که دارای مهرهها، فقرات و ستون فقرات باشد و از ساختار استخوانبندی مهرهای برخوردار باشد. این واژه از ترکیب «ذو» به معنای دارنده و «فقار» به معنای مهرههای پشت و ستون فقرات تشکیل شده است؛ بنابراین مفهوم اصلی آن «صاحب فقرات» یا «دارنده مهرهها» است. در زبان و متون قدیم، این واژه برای اشاره به حیوانات مهرهدار به کار میرفته و به موجوداتی اطلاق میشده است که دارای ستون فقرات و استخوانبندی مهرهای هستند. از همین رو، «ذوفقار» در معنای لغوی مترادف با «مهرهدار»، «مهرهور» و «صاحب ستون فقرات» به شمار میآید. این واژه گاهی به صورت «ذیفقار» نیز نوشته و تلفظ میشود و هر دو شکل از نظر معنا یکسان هستند. کاربرد این واژه در متون کهن بیشتر جنبه توصیفی داشته و برای مشخص کردن موجوداتی به کار میرفته که از ساختار استخوانی و مهرهای برخوردار بودهاند. همچنین جمع آن به صورت «ذوفقاران» یا «ذیفقاران» آمده است که به گروه جانوران مهرهدار اشاره دارد. بنابراین، «ذوفقار» در معنای اصلی و لغوی خود به معنای دارنده فقرات، صاحب مهرهها و هر موجود مهرهداری است که دارای ستون فقرات باشد.
ذوفقار
لغت نامه دهخدا
ذوفقار. [ ف ِ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) خداوند مهره ها. صاحب فقرات. حیوان که ستون فقرات دارد. مهره ور. مهره دار. ذیفقار.
فرهنگ معین
(فِ ) [ ع. ] (ص مر. ) ذی فقار.
فرهنگ فارسی
مهره دار. یا ذی فقاران. جمع: ذی فقار.مهره داران.
خداوند مهره ها. صاحب فقرات.
ویکی واژه
ذی فقار.