لغت نامه دهخدا
دیوزی. [ وْ ] ( ص مرکب ) درزی ِ دیو. آنکه بلباس دیوان باشد و درزی ِ آنها بود. ( ناظم الاطباء ).
دیوزی. [ وْ ] ( ص مرکب ) درزی ِ دیو. آنکه بلباس دیوان باشد و درزی ِ آنها بود. ( ناظم الاطباء ).
آن که به هیئت دیو یا به شکل دیو یا در لباس دیو باشد.
درزی دیو. آنکه بلباس دیوان باشد.