لغت نامه دهخدا
دیهک. [ هََ ] ( اِ مصغر ) مصغر دیه. دهک: و اکنون اصطخر دیهکی است که در آنجا صد مرد باشد. ( فارسنامه ابن البلخی صص 127-128 ).
دیهک. [ هََ ] ( اِ مصغر ) مصغر دیه. دهک: و اکنون اصطخر دیهکی است که در آنجا صد مرد باشد. ( فارسنامه ابن البلخی صص 127-128 ).