دیدار خواستن
مترادفها
ملاقات کردن، ملاقات طلبیدن، دیدار طلبیدن
متضادها
دیدار نکردن، بیمیلی به دیدار
لغت نامه دهخدا
دیدار خواستن. [ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) ملاقات خواستن: دستوری دیدار خواست و اندر پیش او [ یعقوب لیث ] شد. ( تاریخ سیستان ). || رؤیت خواستن: محمدبن جعفرآورده است که پنجاه هزار تن از لشکر مقنع از اهل ماوراءالنهر... بدرحصار مقنع جمع شدند سجده و زاری کردند و از وی دیدار خواستند هیچ جواب نیافتند الحاح کردند و گفتند بازنگردیم تا دیدار خداوند خویش را ببینیم... موسی از من دیدار خواست، ننمودم. ( تاریخ بخارا نرشخی ص 85 ).
فرهنگ فارسی
ملاقات خواستن.
جمله سازی با دیدار خواستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از سالها دوری، تصمیم گرفت با دوستان قدیمی خود در یک کافه آرام تماس بگیرد و رسماً برای دیدار خواستن از آنها اقدام نماید.
💡 مدیر شرکت اعلام کرد که کارمندان میتوانند برای ابراز احترام و گفتگوی دوستانه، در ساعات اداری از او درخواست داده و برای دیدار خواستن مراجعه کنند.
💡 هنرمند مشهور در مصاحبه اخیر خود گفت که بسیار مشتاق است تا با طرفداران پرشور خود در یک نشست عمومی برای دیدار خواستن ملاقات کند.