اندر خواستن

لغت نامه دهخدا

اندرخواستن. [ اَ دَ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) تمنی کردن. استدعا کردن. ( یادداشت مؤلف ): از خلیفه اندر خواست که او را گرامی کند و بخانه وی رود بمهمانی. ( تاریخ بلعمی ). از امیر فضل اندر خواه خاصگان و حاشیت خویش را بخانه تو فرستد بمهمانی. ( تاریخ بلعمی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تقاضا کردن در خواستن.

جمله سازی با اندر خواستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به رزم اندر آید به کین خواستن چرا باید این لشکر آراستن

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز