دکم

لغت نامه دهخدا

دکم. [ دَ ]( ع مص ) دست در سینه زده راندن کسی را، و سپوختن. ( از منتهی الارب ). راندن و دفع کردن کسی را: دکمه فی صدره؛ أی دفعه. ( از اقرب الموارد ). || کوفتن بعض را بر بعض. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شکستن دهان یا بینی کسی را. || آرمیدن با زن. ( از ذیل اقرب الموارد از تاج ).

فرهنگ فارسی

دست در سینه زده راندن کسی را.

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز