دور فکندن

لغت نامه دهخدا

دور فکندن. [ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دور افکندن. دور انداختن. به دور انداختن:
آنگاه ببرد رگشان و ستخوانشان
جایی فکند دور و نگردد به کرانشان.منوچهری.رجوع به دور افکندن ودور انداختن شود.

فرهنگ فارسی

دور افکندن. دور انداختن.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز