دنده نهادن
مترادفها
جابجا کردن، تغییر دادن
متضادها
مطیع شدن، همکاری کردن
لغت نامه دهخدا
دنده نهادن. [ دَ دَ / دِ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از قبول کردن و رغبت کردن است عموماً و قبول معاشرت را گویند خصوصاً.
فرهنگ فارسی
کنایه از قبول کردن و رغبت کردن است عموما و قبول معاشرت را گویند خصوصا.