دمدام

مترادف‌ها

مدام، همواره، پیوسته، دائم

لغت نامه دهخدا

دمدام. [ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ دمدامة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به دمدامة شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران