لغت نامه دهخدا
دلماء. [ دَ ] ( ع ص ) مؤنث أدلم. سخت سیاه. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). ج، دُلم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به أدلم شود. || ( اِ ) شب سی ام از ماه قمری، بسبب تاریکی و ظلمت آن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
دلماء. [ دَ ] ( ع ص ) مؤنث أدلم. سخت سیاه. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). ج، دُلم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به أدلم شود. || ( اِ ) شب سی ام از ماه قمری، بسبب تاریکی و ظلمت آن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).