دستۀ منظم
مترادفها
مجموعه منظم، دسته مرتب
متضادها
دستۀ نامنظم، دستۀ بینظم
فرهنگستان زبان و ادب
{regular block} [شیمی] دسته ای در ساختار شیمیایی بسپارها که تنها با یک نوع تکپار در یک توالی آرایشمند قرار دارد
جمله سازی با دستۀ منظم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پژوهشگران برای تحلیل دقیق دادههای آماری، تمامی اطلاعات جمعآوری شده را در دستۀ منظم و طبقهبندی شدهای قرار دادند تا روند بررسی آنها بسیار سریعتر انجام شود.
💡 کتابخانه مرکزی کتابها را بر اساس موضوعات مختلف در دستۀ منظم قرار داده است تا مراجعان بتوانند به راحتی موضوع مورد نظر خود را پیدا کنند.
💡 در این آزمایش علمی، نمونهها به دستۀ منظم و مشخصی تقسیم شدند تا از بروز هرگونه تداخل یا خطا در نتایج نهایی جلوگیری به عمل آید.