دریاشتاب

مترادف‌ها

شتاب‌زده، شتابان، با عجله

لغت نامه دهخدا

دریاشتاب. [ دَرْ ش ِ ] ( نف مرکب ) سخت شتابنده. تازنده و به سرعت رونده:
چو یکچند کشتی روان شد در آب
پدید آمد آن سیل دریا شتاب.نظامی.