کلمهی «دانانیدن» در فارسی به معنای آگاه ساختن، مطلع کردن یا به کسی خبر دادن است. این واژه از ریشهی «دانا» به معنای آگاه و مطلع و پسوند «-نیدن» به معنای دادن یا کردن تشکیل شده است. بنابراین، «دانانیدن» به معنای فعل رساندن دانایی یا اطلاع به دیگران است و معمولاً در متون ادبی و کلاسیک فارسی کاربرد دارد. این واژه میتواند برای آگاهی دادن در امور علمی، اخلاقی، مذهبی یا اجتماعی به کار رود و بار معنایی مثبت دارد، زیرا ارتقای آگاهی و دانش دیگران را نشان میدهد. در مکالمات روزمره کمتر استفاده میشود و جای خود را به عباراتی مانند «خبر دادن»، «آگاه ساختن» یا «اطلاع دادن» داده است. در ادبیات فارسی، شاعر و نویسنده ممکن است از «دانانیدن» برای توصیف هدایت، تعلیم یا راهنمایی افراد استفاده کند. این واژه همچنین میتواند اشاره به افشای حقیقت یا روشن کردن موضوعی پنهان داشته باشد. از نظر معنایی، «دانانیدن» با عباراتی مانند آگاه کردن، مطلع نمودن، خبر دادن و روشن ساختن هممعنی است.
دانانیدن
لغت نامه دهخدا
دانانیدن. [ دَ ] ( مص ) دانا کردن. دانائی آموختن: حضرت رسالت را ( ص ) دانانیده بود حضرت حق سبحانه. ( اسرارالتوحید چ بهمنیار ص 324 ).