خیارگان

لغت نامه دهخدا

خیارگان. [ رَ / رِ ] ( اِ ) برگزیدگان. منتخبان:
خیارگان صف پیل آن سپه بگرفت
نفایگان را پی کرد و خسته کرد و نزار.فرخی.

اویس یعنی چه؟
اویس یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز