لغت نامه دهخدا
خورسفلق. [ خ ُس َ ل َ ] ( اِخ ) دهی است به استرآباد و از آن ده است ابوسعید محمد خورسفلقی بن احمد. ( از انساب سمعانی ).
خورسفلق. [ خ ُس َ ل َ ] ( اِخ ) دهی است به استرآباد و از آن ده است ابوسعید محمد خورسفلقی بن احمد. ( از انساب سمعانی ).
دهی است باستر آباد و از آن ده است ابوسعید محمد خور سفلقی بن احمد.