خود ارامی
مترادفها
خویشتنداری، آرامش
متضادها
بیقراری، ناآرامی، اضطراب
فرهنگستان زبان و ادب
خود آرامی
[پزشکی] ← مراقبه، خودآرامی
{self-soothing} [اعتیاد] شیوه ای برای پیشگیری از بازگشت که در آن فرد با مدیریت حواس پنج گانه، خود را آرام می سازد
خویشتنداری، آرامش
بیقراری، ناآرامی، اضطراب
خود آرامی
[پزشکی] ← مراقبه، خودآرامی
{self-soothing} [اعتیاد] شیوه ای برای پیشگیری از بازگشت که در آن فرد با مدیریت حواس پنج گانه، خود را آرام می سازد