خفیق
لغت نامه دهخدا
خفیق. [ خ َ ] ( ع مص ) آوازوزیدن باد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || آواز رفتن آب. ( غیاث اللغات ).
فرهنگ فارسی
نام اسبی است
خفیق. [ خ َ ] ( ع مص ) آوازوزیدن باد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || آواز رفتن آب. ( غیاث اللغات ).
نام اسبی است