خشکدشت

متضادها

مرطوب، پرآب، جنگل

لغت نامه دهخدا

خشکدشت. [ خ ُ دَ ] ( اِخ ) مرتع مهمی است که فقط در تابستان عده ای از گله داران سیاهکل برای تعلیف گله های خود به آن محل میروند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

جمله سازی با خشکدشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عبور از میان این خشکدشت پهناور و بی‌آب و علف، برای مسافران بسیار دشوار و طاقت‌فرسا و همواره پر از خطر بود.

💡 گیاهان بسیار کوچکی در میان این خشکدشت گسترده می‌رویند که تنها در شرایط بسیار خاصی قادر به بقا و زندگی هستند.

💡 مناظر چشم‌نواز و در عین حال خشن این خشکدشت وسیع، توجه بسیاری از عکاسان حرفه‌ای طبیعت را به خود جلب کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران