خشم فروخوردن
مترادفها
خویشتنداری، صبر کردن
متضادها
خشمگین شدن، پرخاشگری
لغت نامه دهخدا
خشم فروخوردن. [ خ َ / خ ِ ف ُ خوَرْ / خُرْ دَ] ( مص مرکب ) کظم غیظ. غیظ بیکسو نهادن:
ببخشود بر حال مسکین مرد
فروخورد خشم سخنهای سرد.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
کظم غیظ غیظ بیکسو نهادن
جمله سازی با خشم فروخوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خشم فروخوردن در لحظات حساس و در هنگام بحثهای تند، نشاندهنده قدرت شخصیت و بلوغ روانی و اخلاقی یک انسان باارزش است.
💡 او با وجود اینکه بسیار عصبانی بود، سعی کرد با خشم فروخوردن، از بروز یک درگیری فیزیکی و آسیب به دیگران جلوگیری کند.
💡 مربیان اخلاق همواره تاکید میکنند که خشم فروخوردن یکی از بهترین ویژگیهای انسانی است که میتواند روابط اجتماعی را بهبود ببخشد.