خرناسه کشیدن

مترادف‌ها

خرخر کردن، پوزه کردن

لغت نامه دهخدا

خرناسه کشیدن. [ خ ُ س َ /س ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) آواز درشت از خیشوم بوقت خواب خارج کردن. خرخر کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

آواز درشت از خیشوم بوقت خواب خارج کردن خرخر کردن.

جمله سازی با خرناسه کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی که او از شدت خستگی به خواب عمیق فرو رفت، صدای خرناسه کشیدن او چنان بلند شد که تمام اعضای خانواده را از خواب بیدار کرد.

💡 در اتاق بیمارستان، صدای مداوم خرناسه کشیدن بیمار باعث می‌شد که پرستاران برای بررسی دقیق وضعیت تنفسی او به سرعت به اتاق مراجعه کنند.

💡 او همیشه سعی می‌کند وقتی در جمع دوستان است، از شدت بی‌خوابی با صدای بلند خرناسه نکشد تا باعث ایجاد موقعیت‌های بسیار خجالت‌آور نشود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران