واژه «خرغانکثی» در متون لغوی و تاریخی به صورت یک صفت نسبی به کار رفته و به کسانی گفته میشود که به روستایی با نام «خرغانکث» تعلق دارند، روستایی که در منابع جغرافیایی قدیم در ناحیه بخارا از آن یاد شده است. چنین ساختاری در زبان عربی و فارسی کهن برای نشان دادن وابستگی افراد به محل زندگی یا زادگاهشان بسیار رایج بوده و نقش مهمی در شناسایی هویت جغرافیایی افراد داشته است. در معنای دوم، «خرغانکثی» به نام یک شخصیت تاریخی اشاره دارد که محمد بن الخضر بن شاهویه، معروف به ابوبکر، از راویان حدیث در قرون نخستین اسلام به شمار میرفته است. او در سلسله نقل حدیث فعال بوده و از مشایخ حدیث مانند عبدالله بن محمد بن البغوی روایت شنیده و آن را به دیگر راویان منتقل کرده است. این ویژگی نشان میدهد که او در شبکه علمی و دینی زمان خود جایگاه مشخصی داشته است. همچنین در منابع تاریخی آمده است که یکی از راویان بعدی به نام ابوعبدالله محمد بن احمد العنجار از او روایت نقل کرده است که نشاندهنده استمرار انتقال حدیث از طریق اوست. تاریخ وفات او در سال ۳۵۷ هجری قمری ثبت شده که جایگاه زمانی او را در قرون اولیه اسلامی مشخص میکند. بنابراین «خرغانکثی» هم به معنای نسبت جغرافیایی به یک منطقه در بخارا و هم به عنوان نام یک راوی حدیث در تاریخ اسلام شناخته میشود. این واژه نمونهای از پیوند میان جغرافیا و شخصیتهای علمی در متون کهن است که در منابعی مانند «معجمالبلدان» ثبت شده است.
خرغانکثی
لغت نامه دهخدا
خرغانکثی. [ خ َ ک َ ] ( ص نسبی ) منسوب به خرغانکث که قریه ای است از قرای بخارا. ( از معجم البلدان ).
خرغانکثی. [ خ َ ک َ ] ( اِخ ) محمدبن الخضربن شاهویه، مکنی به ابوبکر. از راویان بود و از عبداﷲبن محمدبن البغوی حدیث شنید و ازاو ابوعبداﷲ محمدبن احمد العنجار حدیث گفت. مرگ وی بسال 357 هَ. ق. اتفاق افتاد. ( از معجم البلدان ).