خرسیدن
مترادفها
خر و پف کردن، خرخر کردن
لغت نامه دهخدا
خرسیدن. [ خ ُ دَ ] ( مص ) پوسیدن.گندیدن. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 399 ).
جمله سازی با خرسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خرسیدن ناگهانی از صدای بلند برخورد یک ظرف فلزی بر روی زمین، میتواند باعث شود که فرد در لحظه دچار شوک شده و کنترل خود را از دست بدهد.
💡 کودک کوچک پس از شنیدن صدای رعد و برق در نیمهشب، با شدت بسیار زیادی از خواب بیدار شد و از ترس شروع به گریه کردن کرد.
💡 در محیطهای بسیار ساکت و آرام، حتی کوچکترین صداهایی نیز میتوانند باعث خرسیدن افراد و برهم خوردن تمرکز آنها در حین انجام کارهای حساس شود.