خرباء
مترادفها
ویرانه، خرابه، ویرانی
متضادها
آبادی، آبادانی
لغت نامه دهخدا
خرباء. [ خ َ ] ( ع ص، اِ ) گوش که نرمه آن شکافته باشد. || بز شکافته گوش که شکاف گوش آن نه درازا باشد نه پهنا.( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
ویرانه، خرابه، ویرانی
آبادی، آبادانی
خرباء. [ خ َ ] ( ع ص، اِ ) گوش که نرمه آن شکافته باشد. || بز شکافته گوش که شکاف گوش آن نه درازا باشد نه پهنا.( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).