خرابستان

خرابستان

«خرابستان» به معنای «محل ویرانی» یا «منطقه خراب» است. این واژه معمولاً به مکان‌هایی اطلاق می‌شود که به دلیل جنگ، بلایای طبیعی یا عوامل انسانی دچار تخریب و ویرانی شده‌اند. در ادبیات فارسی، خرابستان به عنوان نمادی از نابودی و از بین رفتن زیبایی‌ها و زندگی‌ها به کار می‌رود. این واژه در شعر و نثر فارسی به وفور دیده می‌شود و شاعران و نویسندگان از آن برای توصیف حال و هوای غم‌انگیز و ویرانگر استفاده می‌کنند. خرابستان می‌تواند به معنای یک مکان خاص باشد که در آن زندگی و نشاط به کلی از بین رفته است، یا به طور کلی به وضعیت اجتماعی و فرهنگی یک جامعه اشاره کند که در آن امید و زندگی به نابودی رفته است. در برخی متون، این واژه به عنوان نمادی از دنیای فانی و زودگذر نیز مطرح می‌شود، جایی که انسان‌ها به مرور زمان دچار ویرانی و نابودی می‌شوند. به این ترتیب، خرابستان نه تنها یک مکان فیزیکی، بلکه مفهومی عمیق در ادبیات و فرهنگ فارسی دارد که به بررسی موضوعاتی چون زندگی، مرگ و زوال می‌پردازد.

لغت نامه دهخدا

خرابستان. [ خ َ ب ِ ]( اِ مرکب ) خراب جای. خرابه. محل مخروبه:
بود غاری در آن خرابستان
خوش تر از چاه یخ بتابستان.نظامی.

فرهنگ فارسی

خراب جای خرابه

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز