خت

لغت نامه دهخدا

خت. [ خ َت ت ] ( ع مص ) با نیزه پشت سرهم زدن. ( از متن اللغة ) ( اقرب الموارد )( معجم الوسیط ) ( تاج العروس ) ( متن اللغة ) ( البستان ). || استحیا. || ( اِ ) شیئی پست. ( یاقوت در معجم البلدان ).
خت. [ خ ِ ] ( اِ ) دو.دوندگی. || تابش. جلوه. ( ناظم الاطباء ).
خت. [ خ َت ت ] ( اِخ ) شهرکی است در نواحی جبال عمان. ( از یاقوت معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

شهرکی است از نواحی جبال عمان

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز