لغت نامه دهخدا
خبکال. [ خ َ / خ ِ ] ( اِ ) نشانه تیر و تفنگ و امثال آنرا گویندکه مانند سوراخی باشد. ( از برهان قاطع ):
چو دیلمان زره پوش شاه ترکانش
بتیر و زوبین بر پیل ساخته خبکال.عنصری.|| سوراخ. ( برهان قاطع ).
خبکال. [ خ َ / خ ِ ] ( اِ ) نشانه تیر و تفنگ و امثال آنرا گویندکه مانند سوراخی باشد. ( از برهان قاطع ):
چو دیلمان زره پوش شاه ترکانش
بتیر و زوبین بر پیل ساخته خبکال.عنصری.|| سوراخ. ( برهان قاطع ).