لغت نامه دهخدا
خایه مالی. [ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) تملق. چاپلوسی. چاپلوسی سخت با دنائت. تملق رذیلانه:
هرآنکه بی خبر از فن خایه مالی شد
دچار زندگی سخت ونان خالی شد.عشقی.نه ریش تراکه ریشخندت سازم
نه خایه تو را که خایه مالیت کنم.؟
خایه مالی. [ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) تملق. چاپلوسی. چاپلوسی سخت با دنائت. تملق رذیلانه:
هرآنکه بی خبر از فن خایه مالی شد
دچار زندگی سخت ونان خالی شد.عشقی.نه ریش تراکه ریشخندت سازم
نه خایه تو را که خایه مالیت کنم.؟
تملق چاپلوسی