خاک کشیدن

مترادف‌ها

خوار شدن، ذلیل شدن، به خاک سیاه نشستن

متضادها

پاک کردن

لغت نامه دهخدا

خاک کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حمل خاک کردن. خاک بردن.

جمله سازی با خاک کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کودک کوچک با انگشت خود شروع به خاک کشیدن روی شن‌های ساحل کرد تا تصویری از یک خانه ساده و زیبا برای خودش درست کند.

💡 در طول مسیر پیاده‌روی، او برای نشان دادن مسیر حرکت، با یک چوب کوچک شروع به خاک کشیدن روی زمین خیس و گل‌آلود کرد.

💡 او در حالی که با خستگی از مسیر عبور می‌کرد، با پاهای لرزان خود شروع به خاک کشیدن کرد تا کمی از فشار راه رفتن بکاهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران