خارندگی

لغت نامه دهخدا

خارندگی. [ رَ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل خاریدن. خارش. حکه. رجوع به خاریدن شود.

جمله سازی با خارندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خاصیت خارندگی بالای برخی اسیدهای بسیار قوی شیمیایی می‌تواند باعث تخریب بسیار سریع و جبران‌ناپذیر تمامی سطوح فلزی و تجهیزات حساس در محیط‌های آزمایشگاهی شود.

💡 مهندسان صنایع برای جلوگیری از آسیب‌های ناخواسته ناشی از خارندگی محیطی، از لایه‌های محافظ و پوشش‌های ضد خوردگی در ساختار پل‌ها و سازه‌ها استفاده می‌کنند.

💡 بررسی دقیق میزان خارندگی آب دریا در پروژه‌های مهم مهندسی دریایی برای انتخاب متریال مناسب و افزایش طول عمر سازه‌ها بسیار حیاتی و ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران