خارزنجی

لغت نامه دهخدا

خارزنجی. [ زَ ] ( اِخ ) ابوحامد احمدبن محمدالخارزنجی، امام اهل ادب خراسان در زمان خود بوده است و چون بعد از سال 303 هَ. ق. حج گزارد ابوعمر الزاهد عالم حلب و مشایخ عراق بتقدم و فضیلت او در علم ادب گوهی دادند. آنگاه که به بغداد در آمد بغدادیان را معرفت او در لغت بشگفت آورد و گفتندی این خراسانی بادیه درنسپرده است ولی از عالمان ادب عرب است. او می گفت که من بین دو عرب بست و طوس رشد کرده ام. کتاب او به تکملةالبرهان ( بنا بر یادداشت مؤلف تکملة العین خلیل ) معروف است. او حدیث از ابی عبداﷲ محمدبن ابراهیم قوشچی شنید و الحاکم ابوعبدالحافظ نیز از او حدیث شنید. سال مرگش 408 هَ. ق. بماه رجب بوده است. ( انساب سمعانی ).
خارزنجی. [ زَ ] ( اِخ ) سمعانی نویسد جوانی از نیشابور بوده است و او را فقیةالخارزنجی گفتندی. پیش از زمان ما از شیوخ ما حدیث نوشت و ملازمت شیخ ما زاهر را کرده است و در حدود 424 هَ. ق. درگذشت و کتب چندی نگاشت. ( انساب سمعانی ).

جمله سازی با خارزنجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گیاه خارزنجی یکی از گیاهان دارویی بسیار محبوب در طب سنتی است که برای بهبود برخی مشکلات گوارشی و تقویت بدن استفاده می‌شود.

💡 عطارها معمولاً از روغن استخراج شده از گیاه خارزنجی برای تهیه داروهای مختلف که خواص درمانی بالایی دارند، در داروخانه‌های قدیمی خود استفاده می‌کنند.

💡 اگر به دنبال یافتن گیاهان معطر و دارویی در طبیعت هستید، حتماً باید به دنبال یافتن ریشه‌های گیاه خارزنجی در مناطق کوهستانی باشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران