حکش عکش
لغت نامه دهخدا
حکش عکش. [ ح َ ک ِ ع َ ک ِ ] ( ع از اتباع ) مرددرافتاده در دشمن و پیچیده بروی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
مرد درافتاده در دشمن و پیچیده بروی
حکش عکش. [ ح َ ک ِ ع َ ک ِ ] ( ع از اتباع ) مرددرافتاده در دشمن و پیچیده بروی. ( منتهی الارب ).
مرد درافتاده در دشمن و پیچیده بروی