حواریه تصویر معنی حواریه مترادفها فرقه، گروه لغت نامه دهخدا ( حواریة ) حواریة. [ ح َ ری ی َ ] ( ع اِ ) مؤنث حواری. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حواری شود. || حضریة. ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط مکوریه حلبده مطروره سبروته عیمی مؤسیه