حنابج

لغت نامه دهخدا

حنابج. [ ح َ ب ِ ] ( ع اِ ) مورهای ریزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). صغارالنمل. ( اقرب الموارد ).
حنابج. [ ح ُ ب ِ ] ( ع ص ) سطبر پرگوشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). ستبر پرگوشت. ( ناظم الاطباء ). حُنبُج. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حنبج شود.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز