حموض

لغت نامه دهخدا

حموض. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حَمض. رجوع به حمض شود. || ( مص ) شور گیاه خوردن شتران. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). شوره خوردن شتر. ( تاج المصادر بیهقی ). || مکروه داشتن چیزی را. || آرزوی چیزی کردن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

شور گیاه خوردن شتران آرزوی کردن چیزی را

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز