حفاد

مترادف‌ها

نوادگان، فرزندان، نسل‌ها

متضادها

اجداد

لغت نامه دهخدا

حفاد. [ ح َف ْ فا ] ( ع ص ) بعیر حفاد؛ شتر تیزرو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شتر تیز رو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران