حسوک تصویر معنی حسوک لغت نامه دهخدا حسوک. [ ح َ ] ( ع ص ) خاردار. || زشت. ( غیاث ). || شریر. ( غیاث ) ( آنندراج ). کلمات مرتبط مستحیف متعنف کلکج محشوش ضاجر فخیم تائق گزارش محتوای نامناسب