ضاجر
مترادفها
پریشان، آشفته، مضطرب
متضادها
آرام، ساکت
لغت نامه دهخدا
ضاجر. [ ج ِ ] ( ع ص ) دلتنگ. بی آرام از غم. مضطرب. ( غیاث ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(جِ ) [ ع. ] (اِفا. ) دلتنگ، بی آرام از غم.
فرهنگ فارسی
( اسم ) دلتنگ بی آرام از غم مضطرب
پریشان، آشفته، مضطرب
آرام، ساکت
ضاجر. [ ج ِ ] ( ع ص ) دلتنگ. بی آرام از غم. مضطرب. ( غیاث ) ( آنندراج ).
(جِ ) [ ع. ] (اِفا. ) دلتنگ، بی آرام از غم.
( اسم ) دلتنگ بی آرام از غم مضطرب