مشخوص
مترادفها
مشخص، معین، متمایز
متضادها
نامشخص، مبهم، عمومی
لغت نامه دهخدا
مشخوص. [ م َ ] ( ع ص )آشفته. مضطرب. پریشان. بی آرام. ( از ناظم الاطباء ).
مشخص، معین، متمایز
نامشخص، مبهم، عمومی
مشخوص. [ م َ ] ( ع ص )آشفته. مضطرب. پریشان. بی آرام. ( از ناظم الاطباء ).