حرزات
مترادفها
حفاظها، طلسمها، پناهگاهها
لغت نامه دهخدا
حرزات. [ ح َ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ حَرَزة. خیار. گزیده ها. و فی الحدیث: لاتأخذوا من حرزات اموال الناس شیئاً؛ ای من خیارها.
جمله سازی با حرزات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برخی سنتهای مذهبی قدیمی، مردم برای محافظت از خود در برابر ناملایمات زندگی، از حرزات و دعاهای خاصی که در کتب معتبر آمده استفاده میکنند.
💡 عالمان دین در مورد اعتبار و روشهای صحیح استفاده از حرزات مختلف در زندگی روزمره، بحثهای تخصصی و بسیار گستردهای را انجام دادهاند.
💡 برخی از کتابهای قدیمی مذهبی شامل مجموعهای از حرزات هستند که با هدف آرامش روح و دفع بلا برای بیماران نوشته شدهاند.