حراشی تصویر معنی حراشی مترادفها خراشیدن، ساییدن، مالیدن لغت نامه دهخدا حراشی. [ ح َ ] ( اِخ ) یا حرشی. ابوخالد. تابعی است. کلمات مرتبط حرشی ابومحیریز ابوحواله شنتم ابوعرس ابوحبره ابوراشد